احمد على سپهر ( مورخ الدوله )

76

ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )

سردار احتشام را بجاى او منصوب داشته بودند بعد اصلاح به عمل آمد و صولت الدوله مجددا مستقر گرديد اما كينه ديرينه باقى ماند و چون واسموس از اين مسئله اطلاع داشت بهره‌بردارى كامل كرد از عظمت و اهميت شخص صولت الدوله و علاقهء قيصر آلمان به وى داستانها سرود و بعد از قول و قرار با او دوباره راه كازرون را در پيش گرفت اين راه صعب العبورترين و خطرناكترين طرق ايران است از قريهء دالكى واقع در جلگهء بوشهر بايد از كتل بسيار مرتفع بالا رفت هنوز به قله كتل نرسيده سراشيبى تندى به عمق يك گردنه تنگ پيدا مىشود از آنجا دوباره به سمت يك ارتفاع مهيبى صعود نموده و از راه « كتل ملو » بدره ( خشت ) در كنار تخته نزول كرد قدرى دور تر از اين دره يك كوه سنگى باسم « كتل كمارج » سر بر آسمان كشيده « * » و اطراف آن تپه‌هاى جداجدا به تنگ تركان متصل مىشود و بالاخره دشت كازرون با سرابهاى فريبنده و نارنجستان و درختان خرما نمايان ميگردد واسموس چند روزى در كارزون به منظور تجديد عهد با ناصر ديوان توقف كرد و شب‌هنگام در زير ستارگان درخشان به مذمت از انگليسهاى پوسيده و گنديده و مدح و ثناى امپراطور فرشته خصال آلمان پرداخت و فتواى علماء كربلا و نجف را شرح و تفسير نموده و بعد از چند روز از راه شمال از پرتگاه‌هاى مخاطره‌انگيز كتل دختر و كتل پيرزن و جلگه سرسبز دشت ارژن گذشته به شيراز رسيد و لدى الورود به سربازخانه ژاندارمرى رفت صاحبمنصبان سويدى مقدمش را گرامى داشتند و جام‌هاى آبجو روسى را بسلامتى او بلند كردند و روابط وى را با مخبر السلطنه والى فارس و رؤساى عشاير تسهيل نمودند روز بعد والى كالسكه خويش را فرستاده او را به دار الاياله دعوت كرد واسموس پس از جلب موافقت والى فارس بسراغ قوام الملك و صولت الدوله رفت و چون ديد بين آن دو خصومت موجود است صولت الدوله را برگزيد و واسطه مذاكرات محرمانه او و خوانين كارزون و دشتستان گرديد . در همان مواقع انگليسها كه در بين النهرين به پيروزيهائى نايل شده و شعيبيه را به تصرف درآورده بودند در ايران نيز دست بعمليات زده نيم باتاليون پياده نظام به بوشهر و چند دسته كوچك به جاسك و چاه‌بهار و بندر لنگه و بندرعباس پياده كردند واسموس برفت‌وآمد اتصالى خويش ادامه داده و مجددا نزد « زائر خضر » در اهرم رفت و به هر نقطه وارد ميشد اهالى را بهيجان و جنبش شديد برميانگيخت و پيامهاى مجاهدين كازرون و شيراز را به اهالى تنگستان ابلاغ ميكرد در نتيجه تنگستانيها و چاه‌كوتاهىها از جادهء بيراهه از « مشيله » عبور نموده خود را به حوالى بوشهر رسانيده و چند تيرى خالى كردند اما اين اقدامات به نظر واسموس كافى نبود او ميخواست قبل از حلول ماه رمضان يك حملهء عمومى آغاز و دست انگليسها را كاملا در ايران بند كند بدينواسطه در نزديكى چاه كوتاه كنفرانسى مركب از زائر خضر خان و غضنفر السلطنه و عموم شيوخ تشكيل داد و آنها را مصمم داشت چند نفر از جوانان رشيد و بىباكى را به بوشهر نزد قونسول انگليس فرستاده و اعلان جنگ نمايند .

--> ( * ) فرصت الدوله شاعر معروف شيرازى اين كتل را چنين توصيف كرده است : چونكه بدرود كمارج كردم * كتلى طى بمدارج كردم گه به بالا شدم و گه به نشيب * گه بره راحل و گه پا بركيب گاه تا چرخ برين ميرفتم * گاه در قعر زمين ميرفتم غول بگريزد از آنجا از هول * ديو از بيم بخواند لا حول آنچنان تنگ بود راه عبور * كه نباشد ره جنبش بر مور بر انگشت و به زانو و شكم * گاه ميرفتم و گاهى بقدم الغرض رستم ازين سخت كتل * جان بدر بردم از چنگ اجل دالكى آخر اين مرحله بود * كه ازين مرحله ما را گله بود